هرمان هسه، اورهان پاموک و نجیب محفوظ، سه نویسنده از سه قاره

Nic11354

هرمان هسه، اورهان پاموک و نجیب محفوظ، سه نویسنده از سه قاره

در هفته پانزدهم بر خط داستان  سه داستان از سه نویسنده برنده جایزه نوبل را معرفی می­کنم. نجیب محفوظ نویسنده مصری در سال 1988، اورهان پاموکِ ترک در سال 2006 نوبل را به خانه برده­اند و البته هرمان هِسه آلمانی- سوییسی در سال  1946. این هفته خبری از داستان ایرانی و زبان اصلی نیست، به جای آن یک داستان صوتی و دو داستان ترجمه را معرفی می­کنم.

نجیب محفوظ  نویسنده مصری در مجموعه داستان «خانه بدنام » که نشر روزگار منتشرش کرده است، داستانی دارد به نام «قهوه خانه خالی»، داستان پیرمردی که همسرش مرده و او به خانه پسرش نقل مکان می­کند.  این داستان صوتی در شبکه رادیویی فرهنگ منتشر شده ­است و مترجم آن حسین شمس آبادی است.  فایل صوتی داستان تقریبا 22 دقیقه است و در بین آن  صدای سازِ دلنواز عود با ریتم عربی هم شنیده می­شود؛ هم فال است و هم تماشا. این بخشی از داستان است:

«مرد که با صدایی رسا آه بلندی می کشید خود را روی صندلی رها کرد و پاهایش را دراز کرد و زیر لب گفت من الان تنهام بدون رفیق و همراه چرا منو رها کردی؟ چرا زودتر از من رفتی؟ منظره پیرمردی که در 90 سالگی می گریست واقعا اندوهناک بود . »

لینک داستان 

داستان «تیله ها» نوشته اورهان پاموک، قصه دو برادر است و کودکی پُر از دعواها و بازی ها و تفاوت­هایشان با هم.  پسر بچه کوچکتر که گویی  خود پاموک  است، پُر است از عقده­هایی که از کودکی در او مانده و رهایش نکرده و حتی تا بزرگسالی هم با او همراه است. اگر بخواهم یک موضوع برای داستان انتخاب کنم، احتمالا رقابت کلمه درستی خواهد بود. همه بچه­ها از کودکی در حال رقابت با خواهر و برادرشان، بعدتر با همکلاسی­هایشان هستند و در نهایت وقتی بزرگتر می­شوند با همه کسانی که با آنها در ارتباط ­اند. پاموک در جایی از داستان می نویسد:

«جسم زخمی و آزرده من، سندی بود بر این که جنگجوی خوبی نیستم و شکست خوردن و تحقیر شدن حقم است. شاید همزمان با همین فکرها بود که رویاها و خیالات روشن، مثل نسیم تابستان در سرم شروع به وزیدن می­کرد و من در این خلسه با خودم فکر می­کردم که یک روز کار بزرگی خواهم کرد. آبشخور دنیای دومی که حالا پیش چشمم سوسو می­زد و نوید یک زندگی جدید و سعادتمندانه را می­داد، بیش از هر چیز، خشونتی بود که تازه تجربه کرده بودم و همین رویاهایم را واقعی تر و زنده تر جلوه می­داد. همچنان که غم و اندوه شهر در وجودم رخنه می­کرد، به تصادف دریافتم که وقتی در این لحظه ها قلم روی کاغذ می­گذارم، حاصل کار را بیشتر دوست دارم.»

لینک داستان 

شما هم در کودکی، کلکسیون داشتید؟ مثلا تمبر،  کتاب­های جیبی  یا همه شماره­های یک مجله خاص  یا حتی تیله. قهرمان داستان «پروانه­»، کلکسیون پروانه دارد. او با هزار زحمت و بیچارگی پروانه­ها را پیدا می­کند و نگهداری می­کند تا اینکه سرو کله رقیبی پیدا می­شود؛ کسی که زیبایی مجموعه پروانه­اش حرف ندارد. از ویژگی­های اصلی داستان­های هرمان هِسه نویسنده آلمانی برنده نوبل 1946، زبان ساده و قصه­گوی اوست. این تکه از داستان را بخوانید:«نخستین روزها هنوز، با کمال میل گنجینه خود را به همکلاسی‌هایم نشان می ­دادم. اما آنان صاحب جعبه‌­های چوبی با سرپوش­های شیشه ای، جعبه‌ های کرم ابریشم با دیواره‌های توری سبز رنگ و دیگر چیزهای تجملی بودند که من با آن وسایل ابتدایی و پیش پا افتاده ام، نمی ‌توانستم مانند ایشان بر خود ببالم. »

لینک داستان 

هِسه، محفوظ  و پاموک، به  فاصله  چهل سال از یکدیگر، در سه قاره مختلف، داستان­هایی نوشته­اند که هر کدام از آن ها تاثیر به سزایی در دنیای داستان کوتاه گذاشته ­است. هِسه با زبان ساده، نجیب محفوظ با موضوعات ملموس و عمیق و پاموک با دنیای کودکی و خاطراتش .

برچسب ها

هیچ نظر به “هرمان هسه، اورهان پاموک و نجیب محفوظ، سه نویسنده از سه قاره”

پاسخ

ایمیل شما مخفی می ماند. فیلد های الزامی مشخص شده اند *


*