22 داستان گمشده­ سلینجر

salinger-26-6-921

این مقاله به سرنوشت 22 داستان کوتاهی از سلینجر می­پردازد که یکبار به طور غیرقانونی در 1974 چاپ شدند، و حالا ناشری وعده داده است که در سال­های آینده این داستان­ها را به علاوه­ی دست نوشته­های دیگر سلینجر منتشر خواهد کرد.

حتماً تا به حال فکر کردید که پس از ناتور دشت چه اتفاقی برای هولدن کالفیلد افتاد؟ یا در مورد سرنوشت  سیمور گِلَس کنجکاو شدید! پاسخ این سوال­ها در مجموعه داستان­هایی از  این نویسنده پیدا می­شود، که هرگز منتشر نشده­اند.

جروم دیوید سلینجر، در سال 1974، 9 سال پس از انتشار آخرین داستان کوتاهش در نیویورکر، طی مصاحبه­ای با نیویورک تایمز گفت:«آرامش عجیبی در منتشر نکردن نوشته­هایم وجود دارد. انتشار کتاب­هایم تجاوزی وحشتناک به حریم خصوصی من است. من نوشتن را دوست دارم. من عاشق نوشتن هستم. ولی من فقط برای خودم و لذت بردن خودم می­نویسم.»

برای چند دهه، سلینجربازها امید داشتند این نویسنده­ی منزوی، که در سال 2010 درگذشت؛ هنوز هم به نوشتن داستان مشغول باشد. حتی چند رمان، و یک روز  اجازه دهد تا آثار جدیدش منتشر شوند. اخیراً، یک بیوگرافی جدید (به همراه مستند همدم) درباره­ی این نویسنده توسط دیوید شیلدز و شین سالرنو منتشر شده که ادعا می­کند پنج کتاب جدید سلینجر، از جمله خانواده­ی گِلَس- مجموعه داستان های گِِلَس موجود با چاشنی­­های جدید و شجره نامه­ی این خاندان غیر عادی ـ  و  نسخه­ی باز نویسی شده­ی «­آخرین و بهترین داستان پیتر پن» که داستان منتشر نشده­ای در مورد خانواده­ی هولدن کالفیلد است؛ به همراه  دیگر داستان کالفیلد ـ ناتور دشت ـ  بین سال 2015 تا سال 2020 منتشر خواهد شد.

کسانی که نمی­توانند برای آثار جدید صبر کنند؛ یا می­ترسند هرگز در واقعیت کتاب جدیدی از سلینجر منتشر نشود؛ باید بدانند همین حالا هم آثار زیادی از سلینجر را از دست داده­اند. از سال 1940 تا سال 1965، سالینجر 22 داستان از جمله  نیویورکر، ارباب، و بعد از غروب شنبه شب، در مجلات مختلف به چاپ رسانده که در 3 مجموعه داستان منتشر شده از او نبوده است.

 این اصلاً جالب نیست، چرا که آنها در واقع  تعریفی اجمالی از  شخصیت­های داستان­های بعدی بوده­اند. برای مثال داستان « برادران واریونی» که سلینجر در سال 1943 نوشته شده بود در حقیقت معارفه­ی اجمالی شخصیت­های سیمور و بادی گلَس بود. جو واریونی یک رمان نویس موفق و آینده دار است که برادرش سانی ـ سانی اسم مستعار سلینجر در کودکی بوده ـ  نبوغ او را به طور غم انگیزی به سخره می­گیرد. سلینجر اجازه نداد این داستان چاپ شود، شاید چون در ماجرای فروشش به هالیوود شکست خورده بود و او می­خواست این قضیه را دفن کند و شاید هم چون بیش از حد درگیری­های روحی درونی­اش را به عنوان یک هنرمند جدی روایت کرده بود.

خوانندگان مدرن قطعا­ً دوست دارند دنبال سرنخ­های ادبی در  داستان«  دختر جوانی در سال 1941،که اصلاً کمربند نداشت» بگردند. در این داستان که در سال 1947منتشر شده، شخصیت اصلی، رِی کینسلا، نه تنها صفات  سِیمور را داراست ، بلکه تشابه اسمی با شخصیتی که کوین کاستنر در سرزمین رویاها بازی کرده، دارد. «دبلیو پی کینسلا»؛  نویسنده­ی کتاب «جو بی کفش» که فیلم از روی آن ساخته شده؛ نام شخصیت اول داستان خود را از روی شخصیت داستان سلینجر و نه نام خانوادگی خود انتخاب کرده است. (در رُمان کینسلا، رِی در واقع به جست و جوی سلینجر منزوی می­پردازد که در داستان  اسم «ترنس مان» برای شخصیت سلینجر در نظر گرفته شده است.)SALINGER28

     برخی از داستان­ها مانند «من خُلَم » و «شورش خاموش مدیسون » به طور جداگانه چاپ نشدند چرا که در نوشتن ناتور دشت از آنها استفاده شده است. برخی دیگر از داستان ها ـ که قبل از ناتور دشت نوشته شده اند ـ اتفاقاتی که بعد از اخراج هولدن از مدرسه برایش می­افتد را لو می­دهند. در « روز آخر ، مرخصی آخر» وینسنت کالفیلد لو می­دهد که هولدن یکی از سربازان جنگ جهانی دوم است که بعد از یک عملیات مفقودالاثر می­شود. و در «این ساندویچ مایونز ندارد» که یک سال بعد در سال 1945 منتشر شده، وینسنت هنوز هم از او  خبر ندارد. وینسنت در حالی که ناله می­کند، می­گوید:«گم شده، گم شده، گم شده! همه­ی ین حرف­ها دروغ است. حتی من هم دروغ گفتم. او هرگز قبل از این گم نشده است. او پسری است که کمتر از تمام آدم­های این دنیا گم شده است.»

  هنگامی که یک نسخه غیر مجاز از 22 داستان گم شده، بدون رضایت  سلینجر در سال 1974 منتشر شد، سالینجر بالاخره سکوت خود را شکست و در مورد آنچه که او سرقت مایملکش می­دانست و از بابت آن خشمگین بود، با «تایمز» صحبت کرد. او گفت:«من این­ها را خیلی وقت پیش نوشتم و هرگز قصد انتشار آنها را نداشته­ام. من می­خواستم آنها  به مرگ کاملا طبیعی بمیرند.» هنوز هم مجموعه ی دو جلدی این داستان ها در کتابفروشی­ها به قیمت 1000 دلار پیدا می­شود.

مجلات اصلی حاوی این داستان­ ها ـ از جمله « شانزدهم هَپ وُرث»، آخرین داستانی که تا کنون از او منتشر شده و نامه­ای است از سیمور گلس هفت ساله که در اردوگاه نوشته ـ را می توانید در «ای بِی» و یا  کتابفروشی­هایی که کتاب­های عتیقه می­فروشند بیابید.

«هپ ورث» مانند تمام داستان­های سالینجر که درنیویورکر منتشر شده اند، همیشه برای خواندن آنلاین توسط مشترکین موجود است. اما سایر داستان­های به اصطلاح منتشر نشده­ی سلینجر را نیز می توان بر روی وب پیدا کرد، فقط باید بدانید کجا آنها را جست و جو کنید.

لینک اصلی