کوایدان؛ داستان­های ارواح

Kwaidan-20-9-925

کوایدان؛  داستان­های ارواح

بهزاد طالبی در شبگار فیلم کوایدان را معرفی می کند. اثری کلاسیک و البته متفاوت از سینمای ژاپن. کوبایاشی یکی از کارگردانان شاخص ژاپن، پرخرجترین فیلم ژاپنی تا آن زمان را می سازد. فیلمی با دستمایه های ترسناک که به افسانه­های ژاپنی در مورد ارواح می پردازد.

بعد از گشت و گذاری مبسوط در هالیوود و گذری کوچک به فرانسه ، به آسیای دور، ژاپن، می رویم. ژاپن که بعد از جنگ جهانی دوم و بمباران اتمی تقریبا نابود شده بود، در دهه شصت کم­کم سر از خاک برمی­دارد و سینمای این کشور نیز که از دهه 50 با مربع طلایی کوروساوا (Kurosawa)، میزوگوچی (Mizoguchi)، اوزو (Ozu) و کوبایاشی (Masaki Kobayashi) خود را به جهانیان می­شناساند، در دهه­ی شصت ژاپن برای ثابت کردن خود به سینمای جهان احتیاج به یک ابرفیلم داشت، فیلمی که نه تنها هنر سینمای زاپن را به رخ بکشد، بلکه خبر از قدرت تولید عظیم این سینمای نوپا داشته باشد. برای ساخت چنین فیلمی شرکت فیلم­سازی توهو به سراغ یکی از این چهار کارگردان می­رود و با در اختیار قرار دادن همه چیز،  ماساکی کوبایاشی را به سوی ساخت یکی از شاهکارهای تاریخ سینمای جهان هدایت می­کند، فیلمی ترسناک برگرفته از داستان­های فولکلور ژاپنی به نام کوایدان (Kwaidan, 1964) یا داستان­های ارواح.

کوایدان یک فیلم چهار و یا پنج اپیزودی است که داستان­های آن هیچ ربطی به هم ندارند و تنها یک تم مشترک دارند، ارواح.Kwaidan-20-9-922

 موی مشکی: به سامورایی فقیری شغلی در استانی دوردست پیشنهاد می­شود. او برای به دست آوردن آن شغل با وجود التماس­های زیاد زنش، او را رها می­کند و با دختری از طبقه بالا ازدواج می­کند تا بتواند شغل را به دست آورد. او زن جدید و شغل را به دست می­آورد، اما خاطره­ی همسر قبلی او را رها نمی­کند تا روزی که مدت زمان تصدی او بر آن شغل به پایان می­رسد، مرد همسر جدید را رها کرده و به دیدن زن سابق خود می­رود . . .

زن برفی: دو هیزم­شکن در زمستانی سخت در کلبه­ای در جنگل گرفتار می­شوند. در نیمه­های شب موجودی موسوم به زن برفی به سراغ آنها می­آید و مرد مسن­تر را می­کشد، ولی از جان مرد جوان­تر می­گذرد به شرطی که این ماجرا را برای کسی تعریف نکند. سال­ها بعد مرد جوان با دختری ازدواج می­کند و دارای فرزندانی می­شود. شبی در کنار آتش بر اثر حادثه­ای به یاد خاطره زن­برفی می­افتد و آن ماجرا را برای زنش تعریف می­کند . . .

هویچی بدون گوش: هویچی پسر جوان کوری است که خوب ساز می­زند و آواز می­خواند، او در معبدی در کنار دریا زندگی می­کند. دلیل ساخت معبد دعا برای ارواح کشته­شدگان جنگی است که 600 سال قبل میان خاندان هیکه و کنجی در گرفت و در نتیجه­ی آن تمامی خاندان هیکه کشته شدند. شبی که هویچی در معبد تنهاست، مردی به سراغ او می­آید و از او می­خواهد برای ارباب او حماسه نبرد هیکه را با ساز بخواند. از آن به بعد هویچی هرشب به خانه ارباب مرد می­رود و آن داستان را می­خواند تا اینکه راهب بزرگ معبد متوجه می­شود که هویچی برای ارواح کشته­شدگان جنگ آواز می­خواند . . .

در فنجان چای: روزی یکی از سامورایی­های محافظ خاندان کاتاگاوا در فنجان خود عکس مردخندانی را می­­بیند، اما اعتنایی نمی­کند. همان شب مرد در قصر بر او ظاهر می­شود، سامورایی با شمشیر ضربه­ای به او می­زند، مرد مرموز در درون دیوار غیب می­شود. شب بعد سامورایی در خانه است که سه مرد به در خانه او می­آیند و ادعا می­کنند که نوکران مرد فنجان چای هستند. سامورایی با آنها درگیر می­شود . . .

و داستان پنجم درباره نویسنده­ی داستان «در فنجان چای» است که آن را باید دید.

در سال 1960 پروژه ساخت فیلم کوایدان به کارگردانی ماساکی کوبایاشی کلید خورد و در سال 1964 به پایان رسید. کوایدان پرخرج­ترین فیلم سینمای ژاپن تا آن زمان بود. شرکت توهو (Toho) به عنوان بزرگترین شرکت تولید فیلم ژاپن تهیه این فیلم را به عهده گرفت. تقریبا تمام صحنه­های فیلم در محیط داخلی و استودیو فیلمبرداری شده­اند. جالب است بدانید شرکت توهو از سال 1935 تاکنون 1300 فیلم تهیه کرده و در سال 1964، یعنی سال تولید عظیمی مانند کوایدان، 30 فیلم دیگر در دست ساخت داشته است.

کوایدان براساس کتابی نوشته لافکادیو هرن (Lafcadio Hearn) ساخته شده است. هرن که از پدری ایرلندی و مادری یونانی در یونان به دنیا آمده بود، در انگلستان و فرانسه درس خواند و در آمریکا به شغل روزنامه­نگاری مشغول شد. او در سال 1890 به ژاپن رفت و عاشق دختری ژاپنی از خاندان سامورایی شد. با او ازدواج کرد و تا آخر عمر در ژاپن ماند. او مجموعه­ای از افسانه­های ژاپنی را در کتابی جمع­آوری کرد. داستان­های هرن نویسنده­ی مشخصی ندارند و اکثرا به صورت سینه به سینه در ژاپن نقل شده­اند.

ماساکی کوبایاشی یکی از بزرگان سینمای ژاپن قبل از ساخت کوایدان با ساخت فیلم­هایی مانند سه­گانه وضعیت بشری (The Human Condition, 1959) و هاراکیری (Harakiri, 1962) نام خود را بر سر زبان­ها انداخته بود. او در کوایدان نهایت سعی خود را کرد که یک شاهکار خلق کند. کوبایاشی در فیلم جشنواره­ای از نور و رنگ برپا می­کند. تا سال تولید این فیلم اکثر قریب به اتفاق تولیدات ژاپن سیاه و سفید بودند، اما ژاپنی­ها قصد داشتند به جهان ثابت کنند که جنگ را پشت سر گذاشته­اند. در  این فیلم به دلیل کار در استودیو رنگ و نور به شدت کنترل شده است، حتی در صحنه­هایی آسمان نقاشی شده ­است. گذشته از داستان جذاب فیلم، رنگ در آن بی­داد می­کند. کوبایاشی به طرز بسیار هنرمندانه­ای از رنگ در فیلم استفاده کرده است و اینکه نمی­توان از میزانسن­های عجیب و غریب کوبایاشی که به ایجاد فضای رعب­آور در فیلم کمک بسیار می­کند، اشاره نکرد.

اگر به فیلم­های اسلشر آمریکایی و خون و خونریزی علاقمندید این فیلم را نبینید، ترس در کوایدان در داستان شکل می­گیرد، نه در نشان دادن خشونت. کوایدان داستان ارواحی است که مرگ خود را باور ندارند و با زندگان برای اثبات خود می­جنگند. یکی از مهمترین عوامل ایجاد حس و فضای وحشت در این فیلم حاشیه­ صوتی آن است. فیلم فوق­العاده کم دیالوگ است، اما چیزی که شما را به داخل داستان هدایت می­کند، افکت­ها (صداهای صحنه) و موسیقی سنتی زیبایی است که با اینکه ما شناختی نسبت آن نداریم اما فضایی وحشت­آور ایجاد می­کند.

Kwaidan-20-9-928کوایدان در سال 1966 کاندید دریافت بهترین فیلم خارجی زبان از آکادمی اسکار شد، اما مبارزه را به مغازه­ای در خیابان اصلی (The Shop On Main Street, 1965) از کشور چکسلواکی باخت. ولی توانست جایزه­ی ویژه هیئت داوران کن را به خانه ببرد.

پانوشت: نام اصلی این فیلم Kaidan  یا کایدان است، ام به خاطر مصطلح شدن نام Kwaidan یا کوایدان، چه در آمریکا و چه در ایران،  ما هم به همین نام فیلم را صدا می­کنیم.

تقد در نیویورک تایمز

نقد در ورایتی 

صفحه فیلم در سایت روتن تومیتو

برچسب ها

2 نظر to “کوایدان؛ داستان­های ارواح”

  1. 1393/06/23

    بهزاد Reply

    خیلی کیف کردم
    دستتون درد نکنه

پاسخ

ایمیل شما مخفی می ماند. فیلد های الزامی مشخص شده اند *


*