رفتگرانِ زمان

Thetimesweepers-14-6-922شاید تا به حال چیزی راجع به رفتگران زمان نشنیده باشید. رفتگران زمان کسانی هستند که زمان­­­های تلف شده و از دست رفته را می­روبند. شما نمی­توانید آنها را ببینید، هر چند ممکن است گاهی، وقتی در ایستگاه قطار نشسته­اید احساس کنید از گوشه­ی چشمتان چیزی می­بینید. او احتمالاً  یکی از همان رفتگران زمان است که دارد اطراف نیمکتی که شما رویش نشسته­اید را تمیز می­کند. اگر می­توانستید او را ببینید، با فردی کوتاه قد با پوستی آبی رنگ وچهره­ی مصمم که یک جارو یا دستمال گردگیری در دست دارد؛ روبه­رو می­شدید. مردها اغلب لباس کار و زن­ها دامن­های فاستونیِ از مدافتاده می­پوشند و دستمالی به سر خود می­بندند.

رفتگران زمان هر جا که وقتی تلف شده باشد حضور دارند. تعدادی از آنها همیشه در ایستگاه قطار هستند و حداقل یکی از آنها در اتاق عمل حاضر است. مردی که پیشنهاد ازدواج به دوست دخترش را که حالا دیگر موهایش رنگ دندانهایش شده به تعویق انداخته؛ رفتگر زمان مخصوص خودش را همه جا به همراه دارد. زنی که سی­و­پنج سال از عمرش را با بیزاری نسبت به شغلش به امید روزی که صاحب گل­فروشی شود، در بنگاه معاملات ملکی گذرانده باعث افسوس خوردن رفتگران زمان می­شود و آنها را وادار به در دست گرفتن خاک­انداز بزرگتری می­کند.

شما نباید برای رفتگران زمان ابراز تأسف کنید. شغل آنها نوکرمآبانه است؛ ولی در عوض هیچ­گاه بیمار نمی­شوند. هیچ­وقت فکر نمی­کنند در راه اشتباهی گام گذاشته­اند. شرایط شغلی بی­نظیری دارند؛ اگرچه چگونه گذراندن اوقات فراغتشان همچنان مجهول است. آنها از تعطیلات بانک­ها لذت می­برند چراکه در این روزها زمان بیشتری نسبت به همیشه در اختیار دارند. در ایام کریسمس و تعطیلات سال نو، رفتگران زمان هم یک هفته تعطیل هستند. هنگامی که بعد از تعطیلات به کار خود باز می­گردند با انبوهی از زمان­های تلف شده در ایام تعطیلات مواجه می­شوند. تقریباً سه هفته زمان می­برد تا آنها به روال عادی برگردند. گویی ماه ژانویه از دیگر ماه­ها طولانی­تر است.

Thetimesweepers-14-6-921

رفتگران زمان همیشه اطراف ما بوده­ و هستند. چه بسا زندگی مدرن باعث انباشته شدن زمان­های هدر رفته با غلظت بیشتری شده­ باشد و رفتگران زمان مجبور به خرید ماشین­آلات سنگینی شبیه همان­هایی که برای زباله­های عادی استفاده می­شود؛ برای فشرده کردن زمان­های تلف شده. آنها بیشترین جمع­آوری را در زندان­ها یا مراکز خرید انجام می­دهند. دو مکانی که زمان­های هدر رفته علی­رغم تمهیدات تخصصی همچنان احتمال انفجار دارند.

اگر از رفتگران زمان بپرسید، خواهند گفت زمان­هایی که انسان از آن لذت می­برد به هیچ عنوان جزو زمان­های تلف شده محسوب نمی­شود. به عنوان مثال هنگام رفت­و­روب یک اداره با وظایف کاری طاقت­فرسا، آنها بی­درنگ از جلوی خانمی که دارد زیر میز یک بروشور توریستی می­خواند و در عکس سواحل گرمسیری غرق شده­است؛ می­گذرند. آنها حتی از جلوی میز آقایی که دارد با لذت مادر زن خود را برهنه تصور می­کند نیز رد می­شوند. اما در کنار میز پسر جوانی که دائماً دارد با انزجار از شغل خود لحظه­شماری می­کند تا روز تمام شود؛ می­ایستند.

 

شاید از خودتان بپرسید؛ چه اتفاقی برای زمان­های هدر رفته­ی جمع­آوری شده می­افتد. نگران نباشید، رفتگران زمان بازیافت­کننده­های تند ­و ­تیزی هستند. زمان­های جمع­آوری شده در جعبه­های بزرگ بسته­بندی، به بندر لیورپول فرستاده، توسط کشتی­های بزرگ بارگیری و نهایتاً به هند فرستاده می­شوند. در آنجا زباله­های زمان در یک منطقه­ی صنعتی غبارآلود درحوالی بمبئی پاکسازی، مرتب و طبقه­بندی می­شوند. سمی­ترین و مهلک­ترین زباله­ها پس­مانده­های مذاکرات ناموفق صلح، زندانی شدن افراد بی­گناه و ازدواج­های اشتباه است که تفکیک می­شوند و در یک مخزن عظیم، زیر پایگاه متروکه­ی ارتش دفن می­شوند. با این وجود تقریباً دو یا سه قرن طول می­کشد تا خنثی و مجدداً بی­خطر شوند.

باقی زمان­های تلف­شده که مربوط می­شود به ملاقات­های خسته­کننده، قرارهای فراموش­شده، تأخیر اتوبوس­ها و شبهای کسل کننده در تئاتر­ها و سینماها، پس از انجام مراحل پالایش به کشتی­ها باز­گردانده می­شود و به گوانگژو ـ مرکز صادرات محصولات صنعتی ـ فرستاده می­شود. زباله­های زمانی ذخیره ­شده در آنجا منتظر توزیع مجدد می­مانند. تقریباً 20% از آن مستقیماً روانه­ی کارخانه­های مرکز صادرات محصولات صنعتی که بالاترین میزان تولید جهان را دارد؛ می­شود. یک چهارم آن با مبالغ هنگفت توسط دولت چین خریداری می­شود. 10% از فشرده­ترین­های آن به یک آزمایشگاه برودتی در کالیفرنیا فروخته می­شود و بیست و چند درصد باقی­مانده با رعایت کامل جوانب به چند مشتری ثروتمند خاص که اکثراً مردهای مسنِ ثروتمندی هستند که با دختران جوان زیبا ازدواج کرده­اند، فروخته می­شود.

به هر حال چیزی عاید رفتگران زمان نمی­شود. سود این معاملات برای ادامه­ی فعالیت­هایشان پرداخت می­شود که شامل تهیه­ی جارو، کیسه و سطل زباله، لباس کار و هزینه­ی حمل­و­نقل است. باقی مانده هم در راه­های مناسبی صرف می­شود. عده­ای بدون این­که هیچ فرمی پُر یا طلب استطاعت کرده باشند زمان اضافه دریافت می­کنند. آنها حتی روحشان از این­که جزو لیست دریافت­کنندگان امداد زمانی هستند، خبر ندارد. یکی از این دریافت­کننده­ها دانشمند پیر ­و ­فرتوتی است. او در یک آزمایشگاه عمومی مخروبه در حومه­ی نووسیبیرسک کار می­کند. همان کسی است که واکسن مالاریا را کشف خواهد کرد. دیگری زن بد­کاره­ای از زاغه­نشینان نایروبی است که هفده کودک را بزرگ کرده ­است و علی­رغم این­که 20 سال است کار می­کند؛ تا به حال بیمار نشده. مورد سوم یک راننده ­تاکسی هندی است که در آلونکی در تورنتو زندگی می­کند. او کسی است که کار میکند و  برای همسر بیمارش و بچه­هایش پول می­فرستد؛ همزمان چیزی می­نویسد که در آینده به عنوان ارزشمندترین ُِرمان قرن شناخته می­شود. کمک­های سخاوتمندانه­ی رفتگران زمان تنها منحصر به انسان­ها نیست. یک مسجد قرون وسطایی به فاصلۀ 40 مایل از تیمبوکتو که مدفون در خاک است تقریباً هر 10 سال یک بار کمک دریافت می­کند. یک کشتی تروایی در اعماق دریای اژه نیز به طرز معجزه­آسایی به وسیله­ی گل­و­لای محافظت می­شود. رفتگران زمان مقدار کمی زمان به معبدی در مکزیک هدیه می­کنند و از یک گنج باستانی در باتلاق نگهداری می­کنند.

مقدار مشخصی از زمان نیز به به صورت خیرخواهانه برای موقعیت­های اضطراری، چه کوچک چه بزرگ کنار گذاشته می­شود. این کمک­ها در زمان ناامیدی مانند چترنجات عمل می­کنند. تسهیل تعاملات صلح، دگرگونی جنگ­ها، رسیدن به موقع بسیاری از پدرها هنگام به دنیا آمدن فرزندشان به اتاق زایمان از جمله­ی این امدادهای زمانی است.

رفتگران زمان بر اساس ماهیت ذاتی خود موجوداتی بسیار منظم و مرتب هستند. آنها امیدوارند که بشر وسواس بیشتری برای دور­انداختن زمان ـ این کالای ارزشمند­ ـ به خرج  دهند هر چند که انتظار ندارند به این زودی­ها آرزوی خود برسند. این داستان نتیجۀ اخلاقی خاصی ندارد اما به یاد داشته باشید اگر می­خواهید زمان خود را دور بیاندازید عده­ای آن را بر خواهند داشت.­

از این داستان ترجمه­ی دیگری هم در این لینک موجود است

لینک به داستان به زبان انگلیسی 

برچسب ها

4 نظر to “رفتگرانِ زمان”

  1. 1392/06/16

    samido Reply

    ممنون

  2. عالی بود.

  3. 1392/06/18

    علی Reply

    نکته جالبش اینه که به هر حال اون زمانی رو که ما تلف میکنیم، به دیگران هدیه میشه و همینطور در گردشه

  4. مرسی.خیلی عالی بود.با وجود اینکه ایده و قصه چندان دست اول نبود ولی پرداخت عالی و تسط به موضوع اثری روان وتاثیر گذار خلق کرده است.اما آنچه نمی گذارد عیش مان کامل شود غلط های تایپی ست.

پاسخ

ایمیل شما مخفی می ماند. فیلد های الزامی مشخص شده اند *


*