درباره نمایشنامه “قرمز” نوشته “جان لوگان”

توسط | به تاریخ 1392/07/28 | نظر 4

ghermezplay-26-7-92(1)2

درباره نمایشنامه “قرمز” (Red)نوشته “جان لوگان”

لودیک میس فن دروهه (ludwig Mies van der Rohe)می­گوید:«خداوند در جزئیات است». او بعد از «والتر گریپوس»(Walter Gropius) و «لوکور بوزیه»(Le Corbusier) سومین مدیر باهاوس(Bauhaus) و یکی از مشهور ترین و تاثیرگذارترین طراحان و معماران قرن بیستم است. سازنده برج انقلابی سیگرام یکی از نمادهای معماری پست مدرن.

فلیپ کورتلیو جانسون(phlip cortelyou Janson): مرید، همکار و رقیب فن دروهه است و«خانه شیشه­ای» مشهورترین اثر اوست. ویژگی او میزان و نحوه استفاده از شیشه در معماری است. او در طراحی برج سیگرام(seagram Building) با فن دروهه همکاری کرد و برای دیوارهای رستوران آن قراردادی سی هزار دلاری، معادل دو میلیون دلار در زمان حال با مارک روتکو(Mark Rothko) بست. جانسون از اعضای حزب نازی بوده و مقالاتی نیز در تایید یهودی ستیزی نوشته است.

مارک روتکو: با اکسپرسیونیزم انتزاعی (Abstract Expressionism)برای اولین بار آمریکا  صاحب یک هنر خالص ملی شد. روتکو از هم نسلان جکسون پالاک (Jackson pollock)و از ستون های این سبک است. محتوای اسطوره­ای و مذهبی از ویژگی آثار روتکوست.

جان لوگان(John Logan): دو بار برای فیلمنامه­های گلادیاتور(Gladiator) و هوانورد(The Aviator) نامزد دریافت اسکارشده است. انیمیشن تحسین شده رنگو(Rango) و همچنین اسکای فال(Skyfall) از مجموعه جمیز باند، هوگو(Hugo) در همکاری با اسکورسیزی، سوینی تاد(Sweeney todd) از دیگر کارهای اوست.

فن دروهه برای ساختن برج سیگرام به سراغ شاگردش جانسون میرود، جانسون برای دیوارهای رستوران سراغ روتکو و جان لوگان برای نوشتن نمایشنامه به سراغ روتکو، هنگامی که دارد سفارش جانسون را آماده می­کند.حضور این همه نابغه در یک پاراگراف کمترین انتظاری که می­آفریند جایزه­های «تونی» و «درامادسک» برای نمایشنامه «قرمز» است.

وقتی جان لوگان تصمیم می­گیرد بخشی از زندگی روتکو، زمانی که در حال آماده­سازی سفارش فیلیپ جانسون است را برای ما تعریف کند، نمایشنامه­ای می شود به نام «قرمز».

قرمز داستان روتکوی نابغه و پیر و دستیار جوانش کن(ken) است در چهار پرده. روتکو پیشنهاد وسوسه برانگیز جانسون را پذیرفته و برای ادامه کارش دستیاری استخدام می­کند. این همان الگوی قدیمی استاد و شاگرد است.روتکوی بد قلق در همان لحظات نخست به کن می­فهماند که او تنها دستیار است وبا توجه به روش زندگی و علایق او امیدی هم به نقاش شدنش نیست. از نگاه روتکو، کن یک فرد عامی است که از نقاشی فقط جکسون پالاک را می­شناسد. کسی که زایش تراژدی را نخوانده نمی­تواند هنرمند باشد.یک هنرمند باید شعر، موسیقی، تئاتر و فرویدبداند(حرف حساب).روتکو برای ادامه و اتمام پروژه­اش به دستیاری نیاز دارد. کن نقاش جوانی است از نسل پس از روتکو. روتکو از بزرگان اکسپرسیونیزم انتراعی و کن از طرفداران پاپ آرت(Pop  Art).روتکو در اوج پختگی و شهرت و کن در ابتدای راه. قرمز داستان آشنایی، درگیری و تاثیر این دو بر هم است. روتکو در اولین برخوردش با کن تصور رمانتیک ما از هنرمند را به چالش می­گیرد. کن باید 9 صبح سر کار حاضر شود و تا 5 کار کند؛ مثل یک کارمند بانک.

سخن گفتن یک هنرمند از هنرمندی دیگر همیشه جذاب است و سخنان لوگان از دهان روتکو بسیار جذاب تر. نمایشنامه سرشار از بحث­های تئوریک به صورت دراماتیک است. کاری که بسیاری از پس آن بر نمی­آیند و می توان از «لوگان» این فن را آموخت. روتکو بر خلاف جکسون پالاک «فراری» سوار نمی شد و مانند «دالی»(Dali)امضایش را زیرصورت حساب رستوران به عنوان پول نمی­زد؛ ولی قرار دادی بسته که از نظر مالی تا آن زمان بی سابقه است. او از تابلو هایش در مقابل کسانی که می­خواهند به آن لطمه بزنند مخافظت می­کند.  ولی در اواخر عمرش می­خواهد دیوارهای رستورانی را طراحی کند که تنها ثروتمندترین­ها می­توانند غذایش را بخورند. آرزوی او این بوده است که معبدی بسازد از نقاشی. همچون کلیساهای قرون وسطی جایی که اثری از نور طبیعی نباشد.فضای رمز آلود که نقاشی در درونانسان رشد کند . امکان ساختن یک «مکان» به وسیله جانسون به او داده می­شود؛ ولی طنز ماجرا آنجاست که جانسون مبدع و مروج استفاده از شیشه در معماری است و دیوارهای او همه از شیشه­اند.ghermezplay-26-7-92(1)1

قرمز به داستان­های قدیمی کهنه و نو؛ و پدر و پسر؛ در قالب  «اکسپرسیونیسم انتزاعی و پاپ آرت» و «جکسون پالاک و اندی وارهول» و همچنین «روتکو و کن» می پردازد. کن از روتکو می خواهد که قاعده بازی را بپذیرد.مردم قوطی های نوشابه را به عنوان اثر هنری می­خرندو کاری هم از دست کسی ساخته نیست.

کن که همان وجدان جانسون است مدام او متوجه اصولش می کند و همین نیشتر زدن ها باعث می­شود که سری به رستوران تازه افتتاح شده بزند و در برگشت قراردادش را کنسل کند.«قرمز» یک نمایشنامه آمریکایی جدی است که به خیال راحت می­توان توصیه­اش کرد.

“قرمز”در سال 2009در لندن و در 2010در برادوی به صحنه رفت و شش جایزه “تونی” را برد.نقش روتکو را آلفرد مولیان(alfred molian) بازی کرده است.این نمایشنامه توسط “نشر افراز” با ترجمه خانم “مهوش فطرت” درسال 1392چاپ شده است.

لینک به نیویورکر

لینک به شیکاگو تریبیون

لینک به گاردین

برچسب ها

4 نظر to “درباره نمایشنامه “قرمز” نوشته “جان لوگان””

  1. 1392/08/16

    مینو Reply

    What It Feels Like for a Girl
    شاید الهام گرفته از همین تجارب تلخ نیویورکی باشد.همان نیویورکی که سال ها بعد در آلبوم fusion ستایش می شود…
    اما دانستن اینکه مدونا قربانی تجاوز بوده برای بسیاری از زنان می تواند انگیزه ای باشد برای پشت سر نهادن تمامی تلخی های گذشته شان…

  2. 1392/08/25

    علی Reply

    من خیلی ارتباط نظر شما ومتن بالا رو متوجه نشدم.اگر بتونید روشن تر بگید به ما خیلی کمک کردین…

  3. 1392/08/25

    علی Reply

    ارتباط نظر شما و متن فوق را متوجه نشدم، اگر شفاف تر بگویید شاید ماهم در این زمینه با شما هم نظر باشیم…

  4. 1395/02/29

    ترانه Reply

    ببخشید ولی میس وندروهه معمار مدرنیسم بوده و بر خلاف لوکوربوزیه معماری بوده که تا آخر عمر به معماری مدرن وفادار بوده به همین دلیل عجیبه که نوشتید کارش نماد پست مدرن بوده. چون خودش از ابتدا تا انتهاجزو پیشروان مدرن بوده.

پاسخ

ایمیل شما مخفی می ماند. فیلد های الزامی مشخص شده اند *


*