ما بد، شما خوب: حکایت رب گوجه، پاسارگاد و آینده‌نگری

با شبگار و ستون «ما بد، شما خوب» همراه باشید. بهداشت دهان و دندان و ساخت کارخانه رب گوجه در حریم پاسارگاد و آرامگاه کورش موضوعات این هفته هستند.

آرامگاه کورش کبیر در پاسارگاد استان فارس

اینکه می‌گویند ما ایرانی‌ها مردم آینده‌نگری نیستیم و سر این قضیه دعواست، چندان هم عجیب و غریب نیست. یعنی به نظر بنده نباید در مسائلی مثل بحران آب، ریزگرد، بیابان‌افزایی، نابودیِ محیط زیست، تورمِ روزافزون و از این جور چیزها، آینده‌نگری را جستجو کرد. مسئله‌ی ساده‌ای مثل مسواک زدن را هم در نظر بگیرید ابعاد قضیه کاملا روشن می‌شود. اما قبلش یک خاطره بگویم. بچه بودم، اول یا دوم دبستان، نان تافتون می‌خریدم یک تومان، داغ داغ پنج تومن می‌دادم پنج تا نان می‌گرفتم می‌بردم سر سفره، الان که در خدمت شما هستم نان تافتون شده سیصد تومن. یعنی سیصد برابر شده در همین بیست و چهار و پنج سال! بگذریم.

«مقایسه ایران با کشور فرانسه در حوزه سلامت دهان و دندان افراد 40 ساله فاصله ما با شرایط مناسب را نشان می‌دهد چنانکه در افراد 40 سال ایرانی چیزی در حدود 7 دندان کشیده می‌شود و با توجه به اینکه هر فرد بزرگسال باید 28 دندان سالم داشته باشد، به طور متوسط هر ایرانی 40 ساله حدود 21 یا 22 دندان دارد.»

این را من نمی‌گویم، حسین حصاری معاون پژوهشی مرکز تحقیقات پیشگیری پوسیدگی دندان دانشگاه علوم پزشکی ایران می‌گوید. مسواک نزدن، نخ دندان نکشیدن، آینده‌نگر نبودن را مثل خورشید مرداد تهران توی چشم آدم فرو می‌کند. من و بسیاری از هموطنانم حاضریم دردهای شدید دندان را تحمل کنیم(در حد کوبیدن کله به دیوار حمام، چون بیست دقیقه زیر دوش آب سرد ایستادی ولی هنوز از درد گریه می‌کنی). حاضریم ته‌دیگ برایمان تبدیل به خاطره‌ای از جوانی شود. حاضریم  فندق خوردن برایمان در حد فتح برلین پیچیده شود. حاضریم در گذرِ سالیان میلیون‌ها تومن خرج ترمیم و عصب‌کشی و پرکردن و ایمپلنت و کوفت و بهمان و زهرمار و فلان کنیم ولی این روزی سه بار مسواک و نخ دندان را انجام ندهیم. بالاخره دندان که دیده نمی‌شود، پشت لب‌ها مخفی شده. تازه از گرسنگی هم نمی‌میریم، بالاخره اگر هیچی دندان نداشته باشیم، پوره سیب‌زمینی را که می‌شود یک جوری بلعید!

حالا شما می‌خواهی به من که حاضر نیستم به خاطر لذت بردن از ته‌دیگ و صرفه‌جویی چندین میلیونی در هزینه زندگی مسواک بزنم، حالی کنی پلنگ مهم است؟ به قول اجنبی‌ها گود لاک! همین حالا یک حساب سرانگشتی بکنید با تورم و … احتمالا به اندازه یک لیسانس در دانشگاه آزاد خرج تعمیر دندانت کرده‌ای، بلکه هم بیشتر. شاید هم مثل من الان مجبور باشید به اندازه چهار تا لیسانس دانشگاه آزاد خرج کنید که تازه به مرحله‌ی بحرانی برگردید. منظور اینکه آینده‌نگری ارتباط مستقیمی دارد با نگهداری. فرانسوی‌ها با همان دقتی که از آثار باستانی ما مراقبت می‌کنند، از دندان‌هایشان مراقبت می‌کنند. ما هم از آثار باستانیمان جوری مراقبت می‌کنیم انگار دندانِ تویِ دهانمان است: می‌گذاریم بپوسد و درد از دست دادنش را تحمل می‌کنیم.

اگر تا امروز با خبر نشده‌اید متاسفانه من باخبرتان می‌کنم. مدیر میراث فرهنگی شهرستانی در استان فارس، مجوز صادر کرده برای احداث کارخانه تولید رب در حریم پاسارگاد. الان ظاهرا یک سوله‌اش هم ساخته شده و قرار است به زودی تکمیل شود. نه نه نه، اشتباه نخواندید، قرار است بغل قبر کورش بچه‌ها گوجه هم بزنند. اگر تا امروز هم خواب آن مرحوم آسوده بود، با بویِ رب قطعا خوابش به هم ریخته است. نمی‌دانم تا امروز از نعمت حضور در کارخانه رب‌سازی بهره‌مند بوده‌اید یا نه؟ محیطش خیلی سلطنتی نیست. (برای اطلاعات بیشتر گزارش مهر و گزارش تابناک را بخوانید)

اصلا من بد، شما خوب.  میهن‌پرستی و ایران‌دوستی و پاسبانی از تاریخ مرز و بوم و … به کنار. ولی آدمِ آینده‌نگر ماشین حسابش را جلویش می‌گذارد و می‌بیند اگر پاسارگاد را حفظ کند تا زمین دور خورشید می‌چرخد و قیامت نیامده می‌تواند از پاسارگاد پول در بیاورد، پس به خاطر رب نابودش نمی‌کند. یعنی اگر همین الان دولت کارخانه رب سازی را درسته بخرد و پولش را هم بدهد و تمام، ضرر نکرده که هیچ سود هم کرده است!

به نظرم همین امروز مسواک و نخ دندان و بهداشت دهان و دندان را جدی بگیرم، باز هم بهتر است. زورم که به کارخانه‌ی رب سازی پاسارگاد نمی‌رسد!

برچسب ها

هیچ نظر به “ما بد، شما خوب: حکایت رب گوجه، پاسارگاد و آینده‌نگری”

پاسخ

ایمیل شما مخفی می ماند. فیلد های الزامی مشخص شده اند *


*