عکس های اختصاصی شبگار از زاینده خشک، رود که نیست

عکس های اختصاصی شبگار از زاینده خشک، رود که نیست

اولین جواب و ساده­ترین جواب این است: خشکسالی است دیگر. توقع دارید چه کنیم؟ سعدی شیرازی هم فرموده است که اگر باران به کوهستان نبارد، به سالی دجله گردد خشک رودی! ولی ما که می­دانیم قضیه فقط خشکسالی نیست. قضیه سوء مدیریت هم هست. در موردش با جستجوی ساده می­توانید بسیار مطلب بیابید و جالبترین نکته راه حل­هایی است نظیر انتقال آب از کارون به زاینده رود، که یکی از دلایل خشکی زاینده رود، انتقال آب خودش به جای دیگری بوده است!

لیلا فاطمی، عکاس، در سفری به اصفهان زاینده رود سال 92 را ثبت کرده است. عکس­های بیشتر از او را در وبلاگ زوم ببینید. شاید تصویر قوهای قایقی که روی خاک داغ بستر خشک رود نشسته­اند، عمق فاجعه را به خوبی منتقل کند. یا دریچه­های سی و سه پل، که از درونشان نسیم خشک می­وزد و در حسرت آب جاری هستند. برای تهرانی­ها شاید تصورش سخت باشد که نبود رودخانه یعنی چه. حسی شبیه این است که بیدار شوی و شمال تهران دیگر کوهی نباشد. دربندی نباشد، درکه­ای نباشد. یا حتی بدتر از آن، زندگی نباشد. بالاخره اسم این رود که بیهوده زاینده رود نبوده است. تصور کنید در کنار معشوقتان در ساحل رودخانه­ای قدم می­زنید که خشک است. واقعا لازم است ادامه دهیم؟ عکس ها کفایت می کنند.

برچسب ها

هیچ نظر به “عکس های اختصاصی شبگار از زاینده خشک، رود که نیست”

پاسخ

ایمیل شما مخفی می ماند. فیلد های الزامی مشخص شده اند *


*