روی حیوانیِ آدم­ها در مخمصه

makhmase-28-9-92

روی حیوانیِ آدم­ها در مخمصه

شبگار به معرفی نمایش مخمصه می­پردازد. نویسنده و کارگردانش افسانه صرفه جو و بازیگرانش وحید آقاپور، محمدصادق ملکی، آیه کیان‌پور، حسین امیدی، سارا بهرامی، کیوان خانبگی، محسن رستگار و آرش فلاحت پیشه.

نمایش مخمصه در سالن تئاتر حافظ(بلد نیستید؟ روبروی تالار وحدت، همان تالار رودکی سابق) هر روز دو بار اجرا می شود، ساعت چهار و ربع و ساعت نه شب. کارگردان و نویسنده­اش افسانه صرفه جوست و بر روی بروشور این تئاتر نام سید جمال ساداتیان، تهیه کننده شاخص سینما می­درخشد. این هم از سوالات اساسی است که باید پرسید، آیا پیوند سینما، تلویزیون و تئاتر، در قالب تهیه و تولید، پیوند مبارکی است؟ در هر حال، مخصمصه حدودا 90 دقیقه طول می­کشد.

مخمصه، داستانی ساده و نسبتا تکراری دارد. این موقعیت را بارها و بارها دیده­ایم:آدم­هایی که دوستان قدیمی هستند، در شرایط سخت و انتخاب­های پیچیده، همه چیز را فراموش می­کنند و برای نجات جانشان از هیچ کاری دریغ ندارند. اما مهمترین حسن مخصمصه این است که به این موقعیت تکراری رنگ و لعاب جدیدی بخشیده است. گرچه اجرا در فضایی بدون زمان و مکان می­گذرد، اما زبان ساده و راحت نمایش و ارجاعاتش، به تماشاچی امکان می­دهد به خوبی با فضای کلی متن ارتباط برقرار کند. صحنۀ­ کار، کمی عجیب طراحی شده است. شاید بشود صحنه را در جهت تقویت بی­زمانی و بی­مکانی تصور کرد، اما در کل، صحنه با صفحات بزرگ فلزی­اش بیشتر از آنکه مکمل اجرا باشد، در چشم اجرا فرو رفته است.

در طول اجرای مخمصه اگر دلتان با کار همراه شود، به شرایط سخت آدم­هایش خواهید خندید. تقابل خنده­های لحظه­ای با وحشت عمومی حاکم بر اجرا، فضای جالبی را می­سازد. اما مسئله این است که تا وقتی این وحشت کاملا جدی نشود، ما هم کاملا جدی­اش نخواهیم گرفت. واقعا کند کردن ریتم، برای القای ترس و وحشت کافی که نیست هیچ، بخشی از اجرا را تا حدی کسالتبار می­کند. آنچه نقش بازپرس را ـ به عنوان عامل وحشت ـ رغم حضور کمش، زنده می­کند بازی خوب حسین امیدی است. حسین امیدی، تعادل میان جدی و شوخی را در شخصیت بازپرس نمایش می­دهد، بازپرس مخمصه آدم مبادی آداب و حتی بانمکی است، ولی خب وظایفی هم دارد.

در میان مهمانان، یا قربانیان، شخصیت زنی که آیه کیانپور نقشش را بازی می­کند، از همه صاحب نقشه تر و عاقل تر است و از این جهت بهتر دیده می­شد. بقیه آدم­های نمایش نه چندان عاقلند، نه چندان خوش فکرند، نه نقشه­های جالبی طراحی می­کنند. سطح پایین تفکر شخصیت­­ها، باعث می­شود بحثی که میانشان در می­گیرد در حد دعواهای خاله زنکی باقی بماند و واقعا بحث عمیق و چالش برانگیزی را شاهد نباشیم. شاید همین کنش­های بی­سرانجام دیگر شخصیت­هاست که بازپرس و شخصیت زن را برجسته تر می­کند. نور پردازی نمایش یکی از نقاط قوت آن است. ساده، بدون اینکه به چشم بیاید و در خدمت اجرا.

پس از تمام این حرف­ها، تماشای مخمصه، کمی ملال، کمی خنده، و کمی تامل به همراه داشت. این ترکیب معمولا نتیجه­اش یک حس عمومی خوب پس از بیرون آمدن از سالن است، اگر مخمصه را دیده­اید و یا پس از این می­بینید ما را هم از نظراتتان محروم نکنید.