ام الاواز، شور

avazic-shoor-5-6-92

“شور آغاز شب است و آوازهای آن ادامه‏ ی راه و این آغاز هستی وآفرینش است. تلاش است،جستجو است و طلب”    استاد عبدالمجید کیانی

آواهای اصیل ایرانی، مانند موسیقی متن، همواره در دل تاریخ چند هزار ساله­ی ما گوشنوازی کرده است.  آنچه امروز به جا مانده، تنها بخشِ کوچکی است از آن عظمت، که توانسته از زیر تیغ زمان جان سالم به در برد .

شور؛ سه گاه؛ چهارگاه؛ همایون؛ ماهور؛ نوا؛ و راست پنجگاه؛ هفت دستگاه موسیقی اصیل هستند. در میان هفت دستگاه موسیقی اصیل ایرانی، دستگاه شور بیشترین مشتقات و گوشه­ها را در بر دارد و این گستردگی باعث می­شود؛ بیشتر آوازهای محلی و شنیده شده­ی نواحی مختلف ایرانی، در این دستگاه موسیقی جای گیرند، به این دلیل است که آن را ام الاواز نیز نامیده­اند.

دستگاه شور خود شامل چهار آواز مستقل است که میتوان آن­ها را دستگاههای فرعی نیز نامید. به ترتیب عبارتند از:

1-   “ابوعطا”با نام­های دیگری چون : ابوایتام، دستان العرب، دستار العرب (درجه دوم)

2-   “بیات ترک” یا  “بیات زند” (درجه سوم)

3-   افشاری(درجه چهارم)

4-   دشتی (درجه پنجم)

برخی از ردیف­دانان و استادان موسیقی اصیل از جمله میرزا عبدالله و استاد دوامی، آواز پنجمی با نام “بیات کرد” یا “کردی بیات” را نیز به مجموع دیگر آوازهای دستگاه شور اضافه کرده­اند، اما اکثر استادان آن را فقط یک گوشه در دستگاه شور می­دانند.

گوشه­ها در حقیقت کوچکترین جزء اصالت­دار موسیقی ایرانی هستند. بنا به حال و هوای مشابهشان به دلیل تعلقی که به یک منطقه دارند؛ در یک دستگاه جمع­آوری می­شوند. آوازها یا دستگاه­های فرعی نیز از مجموع همان گوشه­ها ساخته می­شوند که در واقع به یکی از همان هفت دستگاه اصلی تعلق دارند اما به دلیل تشابه بیشتر از دل آن دستگاه بیرون کشیده شده و نام آواز بر مجموعه­شان می­گیرند.

اکنون به توصیف و توضیح ردیف شور خواهیم پرداخت و باقی دستگاه­ها، آوازها و گوشه­هایشان، و همچنین توضیح درجات و تئوری موسیقیایی آنها را به مطالب بعدی می­سپاریم.

 در ردیف شور استاد محمود کریمی گوشه­ها عبارتند از:

1-   درآمد

2-   کرشمه

3-   درآمد دیگر “خارا”

4-   رهاوی

5-   اوج

6-   شهناز

7-   قَرَچه

8-   رضوی

9-   رضوی با تحریر جواد خانی

10-  حسینی

11-   زیر سلمک، حزین ،فرود

12-  گرایلی

13-  مثنوی

فایل صوتی لینک 1 ردیف شور استاد کریمی است که این 13 گوشه را سرمشق می­کند.

کمی قبل­تر مثالی از “بیات ترک” آوردیم که برخی استادان آن را آوازی مستقل در دستگاه شور می­دانند؛ که خود شامل گوشه­هایی است و برخی دیگر نیز آن را فقط یک گوشه میدانند. در ادامه همین مثال را به گوشه­ها تعمیم خواهیم داد. چنانکه بسته به نسخ مختلف ردیف­ها، ممکن است گوشه­های معرفی شده از یک آواز یا دستگاه، با گوشه­های معرفی شده از همان آواز یا دستگاه در ردیفی دیگر تفاوت داشته باشد. به طور مثال استاد صبا در ردیف آوازی خود، بیات ترک را یکی از گوشه­های آواز دشتی می­دانند، در حالی که در ردیف موسی خان، بیات ترک یکی از گوشه­های شور است. از این رو، بسته به نظر هر کدام از ردیف­دانان و استادان، ممکن است دسته­بندی و جایگاه گوشه­ها در دستگاه ها و آوازها  تفاوت داشته باشد. در مثالی دیگر، اگر ردیف شور استاد دوامی را، با ردیف شور استاد کریمی مقایسه کنیم متوجه خواهیم شد که برخی گوشه­های ذکر شده در ردیف شور کریمی در ردیف شور استاد دوامی وجود ندارد؛ از جمله گوشه­های شهناز، اوج، گرایلی، مثنوی؛ و گوشه ای با نام سلمک(با زیرکش سلمک تفاوت دارد) در ردیف شور دوامی گوشنوازی میکند که در ردیف شور کریمی جایشان خالیست.

ادبیات بخش غیر قابل حذف از موسیقی اصیل سرزمین ماست. آنچنانکه یکی از مهمترین علل به وجود آمدن مکاتب آوازی (اصفهان، تبریز، تهران) را شعر و بیان شعری می­دانند. ابیات بر طبق وزن عروضیِ خود با نغمه­ها پیوند می­خورند و آواز می­شوند.

برای مثال و حسن ختام این مطلب، یکی از گوشه­های شور و چند بیتی را که به واسطه­ی وزن عروضی یکسان، توانایی جای گرفتن بر روی آوای این گوشه را دارند، بررسی می­کنیم.

“کرشمه”:

وزن عروضی اول : “مَفـاعِلُن فَـعِلاتُن مَـفاعِلُن فَعِـلاتُن”بحر “مُجتَث مُثمَّن مَخبون”

این وزن عروضی در ردیف شور میرزا عبدالله استفاده می­شود و این ابیات نمونه­هایی از این وزن هستند:

چو پیش خاطرم آید خیال صورت خوبت          ندانمت که چه گویم ز اختلاف معانی

                                                          . . .

خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم                به صورت تو نگاری ندیدم و نشنیدم

وزن عروضی دوم : “مَفـاعِلُن فَـعِلاتُن مَـفاعِلُن فَعَلن(فَع لُن)”بحر “مُجتَث مُثمَّن مَخبون محذوف”

در ردیف شور استاد کریمی از این وزن عروضی استفاده میشود.

تنت به ناز طبیبــان نیازمنـد مـباد                    وجود نازکــت آزرده‌ی گـزند مباد

                                                  . . .

کهن شود به حقیقت ز روزگار ارادت                 مگر مرا که همان مهر اول است و زیادت

مطالعه بیشتر :

“هفت دستگاه موسیقی ایران ” نوشتۀ عبدالمجید کیانی

“دستگاه ها و آوازها” جلد دوم نوشتۀ سلمان سالک