آیا صادق هدایت خری در چمن بود؟!

hedayat-19-1-93

آیا صادق هدایت خری در چمن بود؟!

به مناسب شصت و سومین سالگرد خودکشی صادق هدایت، شبگار به استقبال او می­رود.

صادق هدایت فرازی دارد که نوشته است:« زمين گرد است مانند گلوله، ما خر در چمنی هستيم و پدران ما خردر چمنی بوده اند. سام پسر نريمان فرمانروای سيستان و بعضی ولايات ديگر بوده است .بالاخره  هرچه باشد ما يک بابایی هستيم که آمده ايم چهار صباح تو اين ملک زندگی بکنيم . سری را که درد نميکند بيخود دستمال نمی بنندند. هر که خر است ما پالانيم و هر که در است ما دالانيم.» و منظورش از سرزمین خیالی خر در چمن، به نظر می رسد همین سرزمین خودمان است. شما هم اگر این فراز را بخوانید احتمالا خواهید گفت دمش گرم، الحق که خوب گفته است.

در مورد صادق هدایت هرچه بخواهید را پیدا می­کنید. صفحه­ ویکیپدیای فارسی نسبتا کاملی دارد و عکس­هایش همه جا پر است و  کلا در موردش زیاد حرف زده شده. اما سوال ما چیز دیگری است، واقعا صادق هدایت هم خر در چمن بود؟ آیا مردی که در 19 فروردین 1330، در پاریس خودش را کشت و قال قضیه را کند، خر در چمن بود؟ این یادداشت کارنامه ­ی صادق هدایت را به طور کلی بررسی می­کند، و فراتر از آه ها و ووی ها، و تحسین­ها، می­خواهد شاخص­هایی را از کارنامه ­ او استخراج کند. حتی اگر هدایت را نویسنده­ درجه یکی ندانیم، و بوف کور را رمان هم حساب نکنیم، باز هم به سختی می­شود از هدایت گذشت.

–        سد شکنی:

هدایت گرچه خودش را کشت و در  خیلی از نوشته ­هایش کارش ناله است، اما مرد پرکاری بود. رمان و نمایشنامه می­نوشت. نقد و مقاله می­نوشت. پهلوی را آموخت تا متون کهن ایرانی را به زبان روز برگرداند، از فرانسه ترجمه می­کرد تا ادبیات روز جهان را به ایرانیان بشناسد، و داستان کوتاه را در ایران پیش می­برد.  شاید از نظر عده­ای تنوع کاری هدایت و جست و خیزش از شاخه­ ای به شاخه ­ای نقطه ضعف محسوب شود. شاید بشود هدایتی را تصور کرد که به طور متمرکز فقط داستان کوتاه بنویسد و مثلا بیست تا داستان با کیفیت داش آکل داشته باشد. یا هدایت مترجم را تصور کرد که تبدیل شده است به محمد قاضی. اما واقعیت این است که ما آدم­های متمرکز هم داشته ­ایم، حسن هدایت  همین جست و خیزش است. او در هر کدام از این عرصه­ ها کاری کرده که پیش از او نکرده بودند. نوشتن در مورد گیاهخواری یکی از این کارهاست. رمان بوف کور یکی دیگر از این سد شکنی­ هاست و قهرمان منحصر به فردی مثل داش آکل، یکی دیگر. در واقع کار اصلی هدایت شکستن سدها بوده است و جا به جا کردن مرزها. دلیل تنوع هم از نظر من همین است، هدایت اگر بیشتر هم عمر می­کرد سدهای بیشتری را می­شکست.

–        همراهی با جهان

هدایت بر خلاف بسیاری از همدوره­ هایش که اساتید بزرگی هم بودند، و در حال ساختن دانشکده­ ی ادبیات فارسی دانشگاه تهران، با جهان همراه بود. شاید اگر اساتیدی مثل فروزانفر و مینوی هم نگاه وسیعتری به ادبیات جهان داشتند، سنت آموزش ادبیات فارسی به شکل دیگری رقم می­خورد. اما هدایت، اگرچه شاید ترجمه ­هایش از کافکا عالی نباشند و اگرچه تفسیرش از کافکا شاید قابل بحث باشد اما در همراه بودنش با جهان شکی نیست. ترجمه­ مسخ مثال بارزی از همین مسئله است. هدایت در زمان خودش، شاهکار روز ادبیات جهان را به زبان فارسی هدیه داد. این همراهی با جهان را در نوشته­ های هدایت هم میشود دید، شاید اگر هدایت می­خواست همگام با داستان فارسی زمان خودش حرکت کند، هرگز بوف کور نوشته نمی­شد.

–        درکِ تاریخی

یک ویژگیِ مهم نگاهِ تاریخیِ هدایت، ایدئولوژیک نبودن اوست. به سختی می­شود برچسبی به هدایت چسباند. او در مورد ایران قبل از اسلام می­نویسد و تحقیق و ترجمه می­کند اما پان ایرانیست نیست. ستایشگر بی چون و چرای سرزمین ایران نیست. به همان نسبت تمام انتقادهایش به کشورش باعث نمی­شود از تاریخ دور شود. او مجذوب حزب توده و دستگاهش نیست،  در دورانی که نویسندگانی مثل بزرگ علوی(که شاید از نظر مهارتِ نوشتن از هدایت بهتر هم باشد) مجذوب نگاهِ تاریخیِ توده بودند، هدایت مشغول آموختن زبانِ پهلوی و ترجمه از پهلوی بود. همین درکِ تاریخی منجر به نوشتن اثری هجو مثل توپ مرواری هم شد.

–        جدیت.

همین بس که در سرزمینی که همه فقط حرف می­زنند، او واقعا خودش را کشت.  او از آدم­هایی بود که بودنشان در تاریخ با نبودنشان فرق دارد. جمله­ی ساده­ای است که در مورد عده­ی کمی صادق است. صادق هدایت در سرزمین خر در چمن زندگی می­کرد، اما خری در چمن نبود.

برچسب ها

2 نظر to “آیا صادق هدایت خری در چمن بود؟!”

  1. 1393/01/25

    tahmineh Reply

    ممنون از اين نوشته . بنظر من كه هنوز درزمينه داستان كوتاه نويسنده اي بخوبي او نداريم.با قلم موثر ونگاهي تيز بين و بي رحم.حالا چقدرچنين نويسنده اي لازم داريم.

پاسخ

ایمیل شما مخفی می ماند. فیلد های الزامی مشخص شده اند *


*